نشر افق
در کتاب ارواح، کارآگاهی خصوصی به نام بلو مأمور میشود مردی به نام بلک را زیر نظر بگیرد و گزارش فعالیتهای روزانهاش را برای فردی به نام وایت بفرستد. اما با گذشت زمان، این مأموریت ساده به معمایی پیچیده تبدیل میشود و بلو درمییابد که شاید خودش نیز زیر نظر باشد.
نام نویسنده: پل استر
مترجم: خجسته کیهان
نوع جلد: شومیز
سایز: رقعی
• دومین کتاب از سهگانهٔ نیویورک
• عنوان اصلی: Ghosts
• رمانی کوتاه با ساختار معمایی و فلسفی
• از شخصیتهای اصلی آن میتوان به بلو، بلک و وایت اشاره کرد.
• مناسب علاقهمندان به ادبیات پستمدرن و داستانهای نمادین
0.0
کتاب ارواح نمونهای از داستانگویی موجز و فلسفی پل استر است. نویسنده با محدود کردن فضای داستان و استفاده از تعداد اندکی شخصیت، بهجای تمرکز بر اتفاقهای فراوان، ذهن خواننده را به سمت پرسشهایی دربارهٔ هویت و شناخت سوق میدهد.
یکی از نقاط قوت اثر، تبدیل یک مأموریت نظارتی ساده به تجربهای ذهنی و پیچیده است. بلو هرچه بیشتر زندگی بلک را دنبال میکند، بیشتر درگیر زندگی و هویت خودش میشود. این وارونگی، مفهوم مشاهده را از یک عمل معمولی به مسئلهای فلسفی تبدیل میکند.
استفاده از نامهای رنگی بهجای نامهای متعارف نیز به شخصیتها حالتی نمادین میبخشد و به ابهام داستان کمک میکند. در مقابل، روایت کمحادثه و پایان چندپهلو ممکن است برای کسانی که به دنبال معمایی با پاسخهای روشن هستند، چندان رضایتبخش نباشد.
در مجموع، کتاب ارواح انتخاب مناسبی برای علاقهمندان به ادبیات پستمدرن، داستانهای کوتاه فلسفی و رمانهایی است که بیشتر از پاسخ دادن، پرسش ایجاد میکنند.
بلو، کارآگاهی خصوصی، مأموریتی غیرمعمول دریافت میکند: او باید زندگی مردی به نام بلک را زیر نظر بگیرد و تمام جزئیات رفتارهایش را ثبت کند. بلو از پنجرهٔ محل اقامتش، روزهای بلک را مشاهده میکند و گزارشهای منظمی برای کارفرمایش، وایت، مینویسد.
در ابتدا همهچیز ساده و قابل پیشبینی به نظر میرسد؛ اما تکرار روزها و تمرکز وسواسگونه بر زندگی فردی دیگر، بهتدریج بر ذهن بلو تأثیر میگذارد. او بیش از پیش درگیر رفتارهای بلک میشود و تلاش میکند معنای پنهان کارهای او را بفهمد. سرانجام، احتمال اینکه خود او نیز موضوع مراقبت و مشاهده باشد، تمام برداشتهایش را زیر سؤال میبرد.
پل استر در کتاب ارواح از یک داستان کارآگاهی ساده برای بررسی پرسشهایی دربارهٔ هویت، تنهایی، مشاهده و رابطهٔ انسان با خودش استفاده میکند. شخصیتها با نامهای رنگی معرفی میشوند و همین انتخاب، به داستان حالتی نمادین میدهد.
این رمان کوتاه، با فضای مینیمال و روایت رازآلود خود، خواننده را به فکر دربارهٔ مرز میان مشاهدهگر و مشاهدهشونده و دشواری شناخت کامل دیگران دعوت میکند.