انتشارات بیدگل
مردی پس از یک تصادف، بیحرکت و بیکلام در بستر افتاده است و دو زن در کنار او از رابطهها، خاطرات و زندگی خود میگویند. اما هرچه روایت پیش میرود، مرز میان واقعیت و خیال و میان آنچه رخ داده و آنچه تصور شده، مبهمتر میشود. «در دوزخ نوشتم» نمایشنامهای دربارهٔ هویت، عشق، تردید و تأثیر رابطههای انسانی بر تصویری است که از خود و دیگران میسازیم.
نام نویسنده: محمد رضایی راد
نوع جلد: جلد نرم
سایز: رقعی
وزن کتاب: 103 گرم
• نویسنده: محمد رضاییراد
• ناشر: بیدگل
• مجموعه: نمایشنامههای بیدگل: رضاییراد ۱۳
• تعداد صفحات: ۱۰۰ صفحه
• قطع: رقعی
• نوع جلد: جلد نرم
• موضوعات: هویت، روابط انسانی، خاطره، واقعیت و خیال
• گونهٔ ادبی: نمایشنامهٔ معاصر فارسی
0.0
نقطهٔ قوت «در دوزخ نوشتم»، استفاده از موقعیتی محدود برای بررسی مسئلهای پیچیده است: اینکه شناخت ما از دیگران تا چه اندازه به واقعیت وابسته است و تا چه اندازه از خاطرات، خواستهها و تصورات خودمان شکل میگیرد. حضور مردی که امکان مشارکت مستقیم در گفتوگوها را ندارد، در کنار دو زنی که دربارهٔ او و خودشان حرف میزنند، زمینهای برای چندلایهشدن روایت فراهم میکند.
موضوع هویت و نقش روابط در شکلگیری آن، به نمایشنامه عمق میدهد. خواننده یا تماشاگر باید به گفتههای شخصیتها توجه کند و در عین حال احتمال دهد که هر روایت، تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد. همین ویژگی میتواند تجربهٔ خواندن را درگیرکننده و بحثبرانگیز کند.
در مقابل، ساختار مبهم و حرکت میان واقعیت، خیال و خاطره ممکن است برای کسانی که روایت خطی و پاسخهای روشن را ترجیح میدهند، دشوار باشد. جذابیت اثر بیشتر به نحوهٔ شکلگیری معنا و تفسیر روابط وابسته است تا دنبالکردن یک پیرنگ ساده و سرراست.
در مجموع، این نمایشنامه برای مخاطبانی مناسب است که از آثار تأملبرانگیز و گفتوگومحور لذت میبرند و مایلاند پس از پایان متن نیز دربارهٔ شخصیتها و حقیقت روایت فکر کنند.
«در دوزخ نوشتم» نمایشنامهای از محمد رضاییراد است که با موقعیتی رازآلود آغاز میشود: مردی گویا پس از یک تصادف، بیحرکت و بیکلام در بستر افتاده و دو زن در کنار او حضور دارند. گفتوگوهای آنها بهتدریج لایههایی از روابط، خاطرات، احساسات و تردیدهایشان را آشکار میکند.
در این نمایشنامه، روایت صرفاً بازگویی اتفاقات گذشته نیست؛ آنچه شخصیتها از یکدیگر میدانند یا به یاد میآورند، بر تصویری که از خود و دیگری دارند تأثیر میگذارد. به همین دلیل، مرز میان واقعیت و خیال، خاطره و رؤیا و شناخت و تصور بهآرامی در هم میآمیزد.
رضاییراد از این موقعیت برای پرداختن به پیچیدگی روابط انسانی استفاده میکند؛ روابطی که در آنها هویت آدمها نه فقط از تجربههای شخصی، بلکه از نگاه دیگران و برداشتهایی که از یکدیگر دارند شکل میگیرد. همان برداشتها میتوانند در عین حال، تصویری را که شخصیتها از خود ساختهاند، متزلزل یا ویران کنند.
«در دوزخ نوشتم» برای علاقهمندان به نمایشنامههای معاصر فارسی و آثار تأملبرانگیز با ساختار روایی غیرمستقیم مناسب است. این اثر بیش از آنکه بر حادثهپردازی متعارف تکیه کند، مخاطب را به دنبالکردن گفتوگوها، تفسیر نشانهها و بازنگری در برداشتهایش از شخصیتها دعوت میکند.